هر کس  حرم متبرک حضرت علی را زیارت کند:

۱- ثواب صد هزار شهید در راه خدا است.

۲- گناهان گذشته و آینده بخشیده میشود.

۳- در روز قیامت با مومنین محشور شود.

۴- حساب روز قیامت برای او آسان شود .

۵- مورد استقبال و مشایعت ملائکه میگیرد.

۶- ثواب حج و عمره مقبوله برای او نوشته میشود.

۷- حاجتش برآورده و کرفتاری هایش رفع میشود.

۸- بهشت پاداش او باشد.

۹- زائر آن حضرت،زائر حضرت آدم ابولبشر و حضرت نوح پیغمبر هم میباشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 18:37 توسط زهرا قرانی نیری |

خیلی وقته این وبلاگ عزیز رو رها کرده بودم به

حال خودش.... سلب توفیقی بود که به لطف خدا

دوباره به دست اومد

انشالله شروع قوی داشته باشم و مطالبی موثر و مفید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 14:53 توسط زهرا قرانی نیری |

آخرین روزهای زندگی پیامبر بود...

پیامبر به شدت بیمار بود،زیر بغل هایش را گرفته بودند تا بتواند به مسجد بیاید...

نتوانست از منبر بالا برود . آرام روی پله ی اول نشست...

"روزهای آخر عمر من است... آیا در میان شما کسی هست که حقی بر گردن من داشته باشد؟"

"ای پیامبر! روزی که از جنگ طائف برمیگشتی میخواستی با عصایت شترت رابرانی که عصایت به پشت من خورد. من میخواهم قصاص..."

پیامبر دستور داد تا همان عصا را بیاورند.

"بیا برادر. این همان عصا است بیا قصاص کن.."

پیرمرد چوب را از دست پیامبر گرفت و جلو رفت...

نفس ها در سینه حبس شده بود ... همه نگران بودند و زیر لب پیرمرد را سرزنش می کردند... تا اینکه...

پیرمرد چوب را رها کرد و خود را در دامان رسول خدا انداخت و گریست...

" همه ی ما چند روزی در این دنیا مهمان هستیم ... از خدا بترسید...به یکدیگر مهر بورزید و زیاد تفکر کنید... مساجد را خانه ی خود بدانید..."

چند روز بعد، زمان جدایی فرا رسیده بود...

"یا رسول الله! جوانی آمده و تقاضای ملاقات با شما را دارد..."

"بگذارید داخل شود.او برادرم عزرائیل است"

....


سرانجام از دنیا رخت بر بست در حالی که دیناری از مال دنیا نداشت.تنها از خود یک شتر به جای گذاشت و زره اش که در قبال دریافت بیست صاع گندم در گروی مرد یهودی بود و از شوق رسیدن به خدا چنان می گریست که سجده گاهش تر بود...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 17:48 توسط زهرا قرانی نیری |

هنگامی که خداوند حضرت حوا را آفرید حضرت آدم(ع) با مشاهده ی او احساس علاقه و محبت کرد آنگاه از ایشان پرسید:

"تو کیستی؟"

حضرت حوا که آثار شرم وحیا در چهره اش نمایان شده بود سکوت اختیار کرد.در این وقت,حضرت جبرییل نازل شد و به آدم (ع) گفت:

"این زن,حوا است او را خداوند متعال برای تو خلق کرده است و همواره مونس,محرم و همدم تو خواهد بود."

همین که حضرت آدم(ع)این سخن را شنید و دانست این نعمت,خاص او آفریده شده قصد تصرف او را نمود.جبرییل گفت:

"ای آدم!اگر او را می خواهی باید کابین داده و به عقد خود در آوری."

حضرت آدم(ع) پاسخ داد:

"تو که می دانی من چیزی ندارم تا باآن بتوانم مهریه ی او را بپردازم و به عقد خود در آورم."

جبرییل گفت:

"پس 10 مرتبه بر حبیب خدا(محمد صلوات الله علیه و خاندانش)صلوات بفرست تا حوا بر تو حلال گردد."

 

 

امالی صدوق,ج3,ص433,لمعات الانوار,ص17,فضایل صلوات,ص19

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:47 توسط زهرا قرانی نیری |

سپس دوزخ را دیدم که بر در اول آن نوشته شده بود:

"من رجی الله سعد,و من خاف الله امن,و الهالک المغرور من رجی غیر الله و خاف سواه: کسی که امید به خدا داشته باشد سعادتمند می گردد و کسی که از خدا بترسد ایمن می شود,انسان هلاک شده و مغرور کسی است که به غیر خدا امیدوار باشد  و از غیر او بترسد."

بر در دوم دوزخ نوشته شده بود:

"من اراد ان یکون عریانا فی القیامه فلیکسو الجلود العاریه فی الدنیا و من اراد ان لا یکون عطسانا فی القیامه فلیسقی العطاش فی الدنیا و من اراد ان لا یکون جائعا فلیطعم البطون الجایع فی الدنیا:کسی که می خواهد در قیامت لخت و عریان نگردد باید در دنیا برهنگان را بپوشاند و کسی که می خواهد در قیامت تشنه نشود باید در دنیا به تشنگان آب رساند و کسی که می خواهد در قیامت گرسنه نماند باید در دنیا به گرسنگان غذا بدهد."

بر در سوم دوزخ نوشته شده بود:

"لعن الله الکاذبین ,لعن الله الباخلین,لعن الله الظالمین:خداوند دروغگویان را لعنت کند خداوند بخیلان را لعنت کند خداوند ستمگران را لعنت کند."

بر در چهارم دوزخ نوشته شده بود:

"اذل الله من اهان الاسلام , اذل الله من اهان اهل البیت,اذل الله من اعان الظالمین علی ظلم المخلوقین:خداوند خوار و  ذلیل کند کسی را که به اسلام توهین کند خداوند خوار و ذلیل کند کسی را که به خاندان نبوت اهانت کند خداوند خوار و ذلیل کند کسی را که ظالمان را ظلمشان بر مردم کمک نماید."

بر در پنجم دوزخ نوشته شده بود:

"لا تتبع الهوی تجانیه الایمان و لا تکثر منطقک فی ما لایعنیک فتسقط من رحمه الله و لا تکن عونا للظالمین:از هوی و هوس پیروی نکنید که نتیجه ی آن دوری از ایمان است در امور بی هدف زیاد سخن نگویید که نتیجه اش سقوط از رحمت الهی است و یار و یاور ستمگران نباشید."

بر در ششم دوزخ نوشته شده بود:

"انا حرام علی المجتهدین ,انا حرام علی المتصدقین, انا حرام علی الصائمین:من(دوزخ)به شب زنده داران عابد حرام هستم من بر صدقه دهندگان حرام هستم من بر روزه داران حرام هستند."

بر در هفتم دوزخ نوشته شده بود:

"حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا,و وبخوا انفسکم قبل ان توبخوا,و ادعو الله عزوجل قبل ان تردوا علیه و لا تقدروا علی ذلک:قبل از آن که شما را به حسابرسی بکشند به حساب خود برسید, و قبل از آن که شما را سرزنش کنند خود را سرزنش نمایید و قبل از آنکه به پیشگاه خدا وارد گردید و قدرت دعا کردن نداشته باشید هم اکنون دعا کنید و به درگاه الهی به راز و نیاز بپردازید."

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:34 توسط زهرا قرانی نیری |

روایات جالب و جامعی از شیعه و اهل سنت پیرامون شب معراج پیامبر صلوات الله علیه نقل شده که به راستی مجموعه ای از عقاید,معارف, امور فرهنگی و اخلاقی اسلام را بیان میکند و در سرآغاز این روایت, نام مبارک حضرت علی (ع) در کنار نام بلند پیامبر اکرم صلوات الله علیه و خداوند بزرگ میدرخشد. پیامبر صلوات الله علیه فرمودند:

در شب معراج همراه جبرییل به دیدن بهشت و دوزخ شتافتم. دیدنی ها و شنیدنی های آن جا را از نزدیک مشاهده کردم. بهشت دارای هشت در بود و دوزخ نیز دارای هفت در, و بر روی آن درها پس از ذکر یکتایی خداوند و رسالت پیامبر صلوات الله علیه و ولایت علی علیه السلام چهار کلمه نوشته شده بود که آن چهار کلمه برای آن کسی که میداند و عمل میکند بهتر است از دنیا و آنچه در او وجود دارد. جبرییل نیز آنها را برای من توضیح داد:

بر در اول بهشت نوشته شده بود:

"لا اله الا الله محمد رسول الله و علی ولی الله لکل شی حیله و حیله لعیش اربع خصال , القناعه و نبذ الحقد, و شرک الحسد و مجالسه اهل الخیر: معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد صلوات الله علیه رسول خداست و علی علیه السلام ولی خداست.برای هر چیزی چاره ای است چاره ی زندگی سالم در چهار خصلت خلاصه شده است: 1- قناعت 2- دوری از کینه 3- ترک حسادت 4- هم نشینی با انسانهای نیک"

بر در دوم نیز پس از وحدانیت الهی و رسالت محمد صلوات الله علیه و ولایت علی علیه السلام چنین نوشته شده بود:

"لکل شی حیله و حیله السرور فی الاخره اربع خصال: مسح رووس الیتامی و التعطف علی الارامل و السعی فی حوائج المسلمین و تفقد الفقراء و المساکین: برای هر چیز چاره ای است و چاره ی شادمانی در آخرت چهار خصلت است:1- دست مهربان بر سر یتیمان کشیدن 2- مهربانی به بیوه زنان 3- سعی و تلاش در انجام نیازهای مسلمانان 4-دلجویی از مستمندان و تهی دستان"

بر در سوم بهشت پس از گواهی بر یکتا بودن خداوند رسالت پیامبر صلوات الله علیه و ولایت علی علیه السلام چنین نوشته شده بود:

" لکل شی حیله و حیله الصحه فی الدنیا اربعه خصال:قله الکلام و قله المنام و قله الطعام و عدم قله الصیام: برای هر چیز چاره ای است و چاره ی سلامتی و عافیت چهار چیز است:1- کم سخن گفتن 2- کم خوابیدن 3- کم خوردن 4- زیاد روزه گرفتن"

بر در چهارم بهشت پس از شهادت به بی همتایی خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلولت الله علیه و ولایت علی علیه السلام چنین نوشته شده بود:

"من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیکرم ضیفه من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیکرم جاره من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیکرم والدیه من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او یسکت: کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد مهمانش را گرامی میدارد کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایه اش را گرامی میدارد کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد پدر و مادرش را گرامی میدارد کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد یا سخن نیک میگوید یا سکوت میکند."

بر در پنجم بهشت پس از گواهی بر یکتایی پروردگار و رسالت محمد صلوات الله علیه و ولایت علی علیه السلام چنین نوشته شده بود:

"من اراد ان یشتم من اراد ان لا یذل من اراد ان لا یظلم فلا یظلم من اراد ان یستمسک بالعروه الوثقی فی الدنیا فلیقل لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله: کسی که میخواهد به او ناسزا داده نشود,به کسی ناسزا ندهد.کسی که میخواهد ذلیل نگردد کسی را ذلیل نکند . کسی که میخواهد ظلم به او نشود خودش هم به کسی ظلم نکند کسی که میخواهد به دستگیره ی محکم دنیا دست بزند بگوید: معبودی جز خدای یکتا نیست محمد صلوات الله علیه رسول و علی علیه السلام ولی خداست."

بر در ششم بهشت پس از ذکر یکتایی خداوند رسالت پیامبر صلوات الله علیه و ولایت علی علیه السلام نوشته شده بود:

" من احب ان یکون قبره واسعا فسیحا فلیبن المساجد من اراد ان لا یاکله الدید ان تحت الارض فلیسکن المساجد من احب ان یکون طریا مطرا فلیکسوا المساجد بالبسط من احب ان یری موضعه من الجنه فلیانس المساجد: کسی که دوست دارد قبرش وسیع گردد به بنا و تعمیر مساجد بپردازد کسی که میخواهد در قبر کرم بدنش را نخورد در مسجد رفت و آمد کند و مدتی از شبانه روزش را در مسجد بگذراند کسی که میخواهد بدنش تازه و شاداب باشد مسجد را فرش کند کسی که دوست دارد مقام خود را در بهشت ببیند با مسجد انس و الفت داشته باشد."

بر در هفتم بهشت پس از شهادت به یکتایی پروردگار ,رسالت پیامبر خاتم صلوات الله علیه و ولایت علی علیه السلام نوشته شده بود:

"بیاض القلب فی اربع خصال: عیاده المرضی,و اتباع الجنائز, و شری الاکفان,ورد القروض: سفیدی و نورانیت قلب در چهار خصلت است:1- عیادت از بیمار 2- تشییع جنازه 3- خریداری کفن(آمادگی برای مرگ) 4- برگرداندن قرض به صاحبش."

بر در هشتم بهشت پس ار یکتایی پروردگار و رسالت پیامبر صلوات الله علیه و ولایت علی علیه السلام نوشته شده بود:

"من اراد الدخول فی هذه الابواب الثمانیه فلیتمسک باربع خصال: بالصدقه و السخی و حسن الخلق و الکف عن عباد الله: کسی که میخواهد از همه ی درهای هشتگانه ی بهشت وارد آن شود به چهار خصلت عمل کند: 1- صدقه دادن 2- سخاوت ورزیدن 3- نیکی خلق 4- دوری از آزار بندگان خدا ."

 

ادامه دارد.....

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:15 توسط زهرا قرانی نیری |

پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند:

در شب معراج وارد بهشت شدم در آن جا صحن و سرایی را دیدم که در آن صحن و سرا،فرشتگان مشغول ساختن بنایی بودند. خشتی از طلا و خشتی از نقره می گذاردند و به تکمیل ساختمان مشغول بودند و گاهی هم دست از کار میکشیدند.

از آنها پرسیدم:

چرا گاهی کار میکنید و گاهی دست از کار می کشید؟

- علت این که دست از کار می کشیم این است که منتظر مصالح هستیم.

- مصالح شما چیست؟

- مصالح ساختمان ما، ذکر مومن است که میگوید:سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر.وقتی مومنان این کلمات را میگویند ما به ساختمان سازی برای او با خشت طلا و نقره مشغول می شویم و وقتی او سکوت میکند و زبان از این اذکار می بندد ما نیز دست از کار می کشیم.

 

بحار الانوار ج 8 ص 177

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 12:7 توسط زهرا قرانی نیری |

هیچ وقت این قدر تلخ نبود

همه چیز خوب، همه چیز بر طبق مراد،آرزوها نزدیک، رویاها واقعی... ولی تلخ، تلخ مثل زهر، تلخ مثل سم.

دلم میترسد ... نکند...

هیچ وقت این قدر دور نبود

همیشه همین جا بود. نزدیک... حتی نزدیک تراز نفس.اسمش را که میبردم تازه میشدم اما... حالا فریاد هم که میکشم سیاهتر میشوم. گویی نبوده که گمش کنم... نکند...

هیچ وقت این قدر سخت نبود.

آن زمانها اشتیاق بود. شور، نیازی خالص. من میرفتم و او می آمد. به طرف هم قدم بر میداشتیم.فاصله ای نبود. می بخشید و من آسان عذر میخواستم... نکند...

هیچ وقت این قدر زشت نبود.

واهمه داشتم در او بنگرم... هیچ گاه این گونه ترسناک نبود...  پیش تر ها راحت تر از کنارش میگذشتم.اکنون جرات پیدا کردم. چهره ی نازیبایش برایم عادی شده راحت تر زشتی اش را تحمل میکنم حتی گاهی برای زیبا میشود. او با این همه زشتی و پلیدی... نکند...

هیچ وقت...

هیچ وقت این قدر تلخ و دور و سخت و زشت نبود. باور میکنی ؟؟؟ هیچ وقت..

نکند... نکند این من خودخواه ، این من مغرور بی فکر دارد غرق می شود. نکند دارد مرا غرق می کند.

تمام شد. مثل هر سال اما زودتر از هرسال. نفهمیدم کی آمد و نفهمیدم چگونه گذشت... هیچ کاری نکردم و ماندم سیاهتر از قبل. از دستم رفت... پوچتر از همیشه... یعنی باز هم فرصتی دارم؟؟؟؟  از دست دادمش به همین سادگی ...

و من هنوز در وسوسه سیب سرخم...

هیچ وقت...

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:33 توسط زهرا قرانی نیری |

امام رضا(ع) از پدرانش نقل میکند که:

رسول خدا صلوات الله علیه بعد از انکه در خطبه ی شعبانیه فضیلت ماه رمضان را بیان فرمودند ، گریه کردند ، ...

حضرت علی(ع) می فرمایند:

عرض کردم : یا رسول الله! شما را چه چیز ناراحت کرده است؟

پیامبر صلوات الله علیه فرمودند:

یا علی! گریه میکنم به آن چه در این ماه بر تو میرسد، گویا من تو را میبینم در حالیکه برای پروردگارت نماز می گذاری، بدبخت ترین از اولین و آخرین، برادر و رفیق پی کننده ی ناقه ی صالح بر انگیخته شده، ضربتی به سرت خواهد زد که محاسنت از آن ضربت با خون سرت رنگین خواهد شد.

امیر المومنین علی (ع)  عرض کرد:

آیا این عمل در جهت سلامت دین من است؟

حضرت فرمودند:

بلی ، در جهت سلامت دین توست.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 20:42 توسط زهرا قرانی نیری |

امام علی
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 14:26 توسط زهرا قرانی نیری |